كلمات كليدي شناختن كلمات كليدي ، در گسترش ميدان ديد بسيار موثر است ؛ اما به دست آوردن كلمات فقط از طريق تجربه امكان پذير است . كلمات كليدي ، رمزهايي براي رسيدن به دنياي وسيع معاني و واژه هاست . تو مي تواني از آن ، پلي بسازي و به دشت وسيع كلمات و معناها دست بيابي . مغز انسان از آن چه مي شنود و درك مي كند ، تنها ، كلمات و تصاوير كليدي را دريافت مي كند واساساً فراخواني ذهني را د رقالب جملات ، ظاهر نمي كند ؛ زيرا فقط يك تا ده درصد كلماتي كه مي شنوي ، ضروري و كليدي هستند و بقيه ، تكرار مكررات است و زايد . براي آن كه مطلب بالا را باور كني ، همين حالا بدون اين كه بقيه مطلب را بخواني ، روي تكه اي كاغذ ، تمامي جملات ده كلمه اي يا بيشتر از آن را كه تا به حال شنيده اي يا خوانده اي يا گفته اي بنويس . اين جملات بايد كلي باشند و نه جملاتي كه بر اثر تكرار فرا گرفته اي ؛ مثل سرودها ، اشعار و ... ؛ احتمالاً نتواني بيش از چند جمله را به ياد آوري ؛ ولي آيا مي داني كه تعداد جملاتي كه با آن سرو كار داري از ده ها ميليون جمله نيز فراترمي رود ؟ تو وقتي با كسي صحبت مي كني ، تجسم كن كه آيا جملات به ترتيب ، در رديف هاي طولاني ايستاده اند و منتظر فرمان خروج هستند ؟ به هيچ وجه! تو فقط مفاهيم و كلمات كليدي را در ذهن داري كه با آنها هر تعداد جمله اي كه بخواهي براي بيان انديشه هايت مي سازي .
انتخاب كتاب يك مطلب بسيارمهم در بحث كتاب و كتابخواني ، انتخاب كتاب است . آيا تا امروز بر مبناي خاصي كتاب هاي مورد مطالعه ات را انتخاب كرده اي ؟ يا اين كه به طور اتفاقي كتاب مطالعه مي كني ؟ تو خود بهتر مي داني كه در اين دنيا هيچ كاري تصادفي نيست ؛ حتي تصادف ها واتفاق ها ، برنامه اي مشخص و معين براي خود دارند ؛ اما با عينك مخصوص مي توان آن ها را ديد و فهميد . تو همين طور كه با حساب و كتاب به مدرسه يا محل كار مي روي ، غذا مي خوري و بسياري از كارهاي ديگر را انجام مي دهي ، بايد از اين پس هم با حساب و طبق يك اصول خاصي ، كتاب هاي مورد مطالعه ات را انتخاب كني . اين كار ، ابتدا به نظرت سخت مي آيد . ممكن است به شوخي هم بگيري و بگويي :« اي بابا ، انتخاب كتاب كه برنامه نمي خواهد!» ؛ ولي همان طور كه گفتم : هيچ كاري در اين دنيا ، اتفاقي نيست و تو نبايد خودت را به دست گردباد جهالت بسپاري و بي اختيار به هر طرف بروي و سر از ناكجاآباد درآوري ؛ بلكه بايد اين نكته را فراموش نكني كه انسان ، وظيفه دارد در مسير تكامل قرار گيرد و راه را طبق رهروان صالح بپيمايد . قبل از ادامه بحث بايد به نكته اي توجه داشت ، به هيچ عنوان تحت تاثير طرح روي كتاب قرار نگير، گو اين كه ناشران و نويسندگان مي خواهند به بهترين وجه دل مخاطب را بربايند و كتاب را بفروشند . البته من مخالف كتاب هايي با روي جلد زيبا نيستم ؛ ولي اين مساله مهم را بايد قبل از ادامه مطلب به تو مي گفتم كه احساساتي با كتاب برخورد نكن . همچينين ، چه پول داشتي و چه نه ، به فكر خريدن كتاب نباش اول در انديشه انتخاب آن باش ، بعد اگر انتخابت درست بود ، تهيه اش كن .
انواع كتاب كتاب ها را از جهتي به پنج دسته تقسيم مي كنند ؛ توصيفي ، تفسيري ، استدلالي ، روايتي و آميخته . 1- كتاب توصيفي : در چنين كتابي ، نويسنده با كمك واژه و صفات گوناگون به وصف موضوعي مي پردازد و آن را به تصوير مي كشد . نويسنده مي كوشد تا به خواننده نشان دهد كه آن موضوع چگونه است . براي رسيدن به نكات اصلي در اين نوشته ها ، بيشتر به لغات ، اصطلاحات و صفات به كار رفته توجه كن . 2- كتاب تفسيري : نويسنده تلاش مي كند حقايقي را در مورد وضعيت خاصي شرح دهد . لذا مطالب را به طرز خاصي مي چيند و كنار هم مي گذارد . تو بايد جان كلام را به دست آوري ، به منطق نويسنده در اين چينش ها برسي و دريابي كه نويسنده چه ارزشي براي نكات طرح شده قايل است و هر يك از موضوعات را در چه مرتبتي قرار مي دهد ؟ 3- كتاب استدلالي: در اين نوع كتاب ، مطالب با استدلال طرح مي شود تا نظريه اي يا نظرياتي ، پشتيباني و يا رد شوند . نويسنده ، درباره ي جنبه هاي گوناگون مساله ي بخصوصي بحث مي كند كه با يك سلسله معلومات كافي و مدارك و دلايل تاييد مي شود . تو بايد مثبت و منفي آن را پيدا كني . 4- كتاب روايتي : در چنين كتابي ، نويسنده به بيان و طرح داستان و واقعه اي خاص مي پردازد . 5- كتاب آميخته : در اين نوع ، نويسنده سبك هاي مختلف نوشتن را در هم مي آميزد . در اين جا يكي از انواع نوشته ها بر ديگري برتري دارد . تو بايد آن برتري را دريابي و مطابق با نوعي كه اكثريت مطلب را تشكيل مي دهد ، با آن رو به رو شوي . بسيار كم رخ داده است كه هر چهار نوع نوشته قبلي به يك ميزان در كتابي دخالت داشته باشند .
نگاهي نو هنگام مطالعه بايد توجه داشته باشي كه انتقاد ، لازمه كار است . خواندن با ديد انتقادي بسيار مفيد و ثمربخش است ، اما ديده اي كه بعضي بين « انتقاد » - كه مشخص كردن خوب از بد است - با « ايراد گيري » فرقي نمي گذارد و به گمان خويش آنچه مي كنند انتقاد سازنده است . در حالي كه چنين انتقادي نه تنها سازنده نيست ، بلكه زيان بار و مخرب است . انتقاد تنها پيدا كردن نقطه ضعف ها و عيب ها نيست ، بلكه اشاره به قوت ها و خوبي ها نيز انتقاد است . تو تا امروز بسيار ديده اي كه خيلي از دوستانت ناخود آگاه يا نيمه آگاهانه به نقد و سنجش نظريات نويسندگان كتاب هايي كه مي خوانند مي پردازند ؛ ولي من مي خواهم درباره ي روش نقد آگاهانه حرف بزنم تا از كارت ، بهره ي بيشتري ببري . قبل از بيان روش ، اين نكته را آويزه ي گوش كن كه نبايد توقع داشته باشي هر مطلبي را كه مي خواني مطابق نظرت باشد ؛ زيرا نويسنده مي تواند نظريات خودش را به طريقي كه مي پسندد بيان كند و بنويسد . منظورم اين نيست كه انتقاد نكني ؛ ولي بايد آگاهانه و استدلالي انتقاد كني . اگر با نگاه نقادانه به كتاب ننگري و آن را تجزيه و تحليل نكني ، ديري نمي گذرد كه انديشه ات از پويايي باز مي ايستد و راكد مي شود . هركسي مي تواند عقايد و نظريات را قبول و يا رد كند ؛ اما بايد براي رد و قبول خودش « دلايل كافي » داشته باشد و بتواند آنها را توضيح دهد . اگر رنج تجزيه و تحليل مطالب را بر خود هموار نكند ، نمي تواند نظريات خودش را به ديگران بقبولاند . هميشه به اين نكته توجه كن كه مطلب براي چه مخاطبي نوشته شده است . پاسخ به اين سوال مي تواند در وقتت صرفه جويي كند ؛ چون امكان دارد بي توجه ، چيزي را بخواني كه در اندازه ي درك و فهمت نبوده است . تو نبايد بر كتابي كه براي تو نوشته نشده است و شكل و محتواي آن ، هدف ديگري دارد و نمي خواهد انتظاراتت را برآورده كند خرده بگيري . چنين ايراد و انتقادي پذيرفته نيست و از دايره انصاف بيرون است . همچنان كه قبلاً نيز گفتم ، بايد براي دستيابي به ارزش كتابي كه مي خواني ، از ابتدا هدف معيي داشته باشي .
نكات مهم
1- لب و خلاصه مطلب را پيدا كن : الف) مطلب از چه نوعي است : درسي ، داستان ، علمي و... ب) آيا به موضوع مورد مطالعه علاقه داري يا آن را براي سرگرمي و يا موضوع ديگري مي خواني ؟
2- چرا مي خواني ؟ و چه انتظاراتي از خواندن داري ؟ الف) چرا اين مطلب را براي مطالعه برگزيده اي ؟ ب) انتظار داري نويسنده چه بگويد ؟ ج) چه مقدار معلومات ازاين مطلب انتظار داري كه به دست آوري ؟ د) چه مقدار از معلومات جديد اين نوشته سود مند است ؟ هـ) دانستني هاي جديدي كه از اين موضوع كسب مي كني ، چه فايده اي دارد ؟ آيا براي كسب دانش بيشتر آن را مي خواني و يا به علل ديگر ؟ و) آيا مطلبي آسان را انتظار مي بري يا دشوار ، جذاب يا خسته كننده ، جدي يا سرگرم كننده ؟
سوالهايي كه بعد از مطالعه بايد از خودت بپرسي : الف) آيا به خواسته هايم از خواندن رسيده ام ؟ ب) آيا هدف داري و انتظارم پيش ا زمطالعه ، به فهم بيشترم از مطلب كمك كرد ؟ ج) آيا فكر قبلي روي مطلب ، به سريع خواندنم كمكي كرد ؟ اگر با احتياط از اهداف و انتظاراتت در خواندن ، جمع بندي و نتيجه گيري درست كني ، باعث پيشرفت و موفقيتت مي شود .
نكاتي در مورد مطالعات تحصيلي اگر براي يادگيري مطالب تحصيلي مطالعه مي نماييد به نكات زير توجه كنيد : ۱- اول زمان يادگيري خود را مشخص نماييد ؛ يعني ساعاتي را كه مغز شما بازدهي بيشتري دارند . اين موضوع براي هر فرد متفاوت است و به متابوليسم بدن شخص مربوط مي شود . افرادي در ساعات اوليه صبح فرايند يادگيري مغزشان فعالتر است و اشخاص ديگر در شب و افرادي ديگر در ساعات مختلف شبانه روز. ۲- قبل از مطالعه مطلب خاص ( مثلا فيزيك ) دقايقي در ذهنتان مطالبي را كه از موضوع فوق بياد داريد مرور كنيد . اين كار باعث مي شود فايل مشخصي در مغزتان براي آن موضوع مشخص باز شود و از درهم ريختگي و شلوغي مطالبه گوناگون در مغز جلوگيري شود . ( مانند يك رايانه كه اگر تمامي فايل ها را بدون نظم در هارد قرار دهيد پيدا كردن فايل بخصوص در آن بسيار سخت خواهد بود ) ۳- پس از مطالعه ي موضوع خاص مدتي استراحت نموده تا مغز مطالب دريافتي را پردازش نمايد . ۴- براي شروع مطالعه ي موضوع ديگر ؛ تقريبا ۱۵ دقيقه بعد از مطالعه موضوع قبلي كار را شروع نماييد و مراحل ذكر شده در بالا را به اجرا گزاريد . طبق آمارهاي جهاني كساني كه ضريب هوشي بين ۸۵ تا ۱۱۰ دارند با اين روش يادگيري و يادآوري مطالب در آنها نزديك به ۳۰٪ افزايش ميابد .